مرگ در می زند؛ آیا مذاکرات استکهلم می تواند نقطه پایانی بر این محنت باشد؟

یک کارشناس مسائل غرب آسیا، با اشاره به برگزاری مذاکرات یمنی - یمنی در استکلهم سوئد تاکید نمود: کشورهای مختلف در صورتی که بخواهند در فرایند طبیعی گفت وگو بین گروه های مختلف یمنی دخالت نمایند، نه تنها هیچ گونه دستاوردی در خاتمه منازعات یمن نخواهند داشت، بلک صداقت آنها نیز در سنجه واقعی زیر سوال خواهد رفت.

مرگ در می زند؛ آیا مذاکرات استکهلم می تواند نقطه پایانی بر این محنت باشد؟

به گزارش خبرنگاران، مهدی هادی لو، در یادداشتی با عنوان مرگ در می زند؛ آیا مذاکرات استکهلم می تواند به این محنت نقطه انتهای بگذارد؟ نوشت:

آدم[1] اولین قربانی جنگ نبوده و نیست، هر دقیقه، ساعت و روز، مرگی تراژدیک در کوچه پس کوچه های نقاط مختلف یمن سرک می کشد، صحنه های تراژدیک کشتار، قحطی و بی خانمانی انسان ها، تصاویر متحرکی نیست که روی پرده نقره ای سینما افتاده باشد؛ اینها واقعیت های غم انگیز دنیا ماست که دست کمی از هولوکاست قرن وحشت و جنگ دنیای ندارد و بیانگر این واقعیت است که دنیا علیرغم پیشرفت های چشمگیر علمی، پیشرفت اخلاقی ننموده است.

پس از مدت ها سکوت خوفناک و تماشای خونسردانه بحران یمن، به نظر می رسد که کشورها و سازمان ها تحرکاتی را برای انتها دادن به خشونت ها آغاز نموده اند. تاکنون طرح های مختلفی برای حل و فصل مناقشات در یمن، مطرح شده که بسیاری از آنها نه مبتنی بر منافع گروه های متضاد مختلف در یمن، بلکه با در نظرداشت منافع ملت یمن است. یکی از طرح­های راهگشا که از آوریل 2015 همزمان با آغاز بحران در یمن پیشنهاد شد، طرح چهار ماده ای ایران است. این طرح بیانگر نیات صلح جویانه و مبتنی بر خواسته های ملت یمن برای فائق آمدن بر مسائل عمیق خود است. طرح ایران علاوه بر تقدم زمانی، به اذعان فعالان حقوق بشر، راهبردی ترین طرح را با تکیه بر عناصر محلی و فرهنگی برای خروج از بحران یمن ارائه نموده است. این طرح بر زمینه سازی برای شکل گیری فرایند طبیعی گفت وگو بین عناصر درگیر در یمن تاکید می نماید. موضع ایران برای آماده سازی شرایط گفت وگوی یمنی -یمنی یک پیشنهاد نمایشی نیست.

شاخصه های کارآمد این طرح در توییت کوتاه وزیر خارجه ایران به خوبی مشهود است؛ محمد جواد ظریف چندی پیش در توییتی با اشاره به اظهارات خود در 21 فروردین 94(دهم آوریل 2015) بر قابل دوام و اعتماد بودن طرح چهار ماده ای ایران تاکید نمود. در این طرح ایران بر اعلام آتش بس و توقف جنگ در یمن، ارسال یاری های بشردوستانه، از سرگیری گفت وگوی ملی یمنی-یمنی تحت راهنمایی مردم یمن و با مشارکت نمایندگان تمام احزاب سیاسی و گروه های اجتماعی این کشور و همچنین تشکیل دولت فراگیر وحدت ملی یمن تاکید می نماید.

وزیر امور خارجه ایران همچنین در فروردین 94 در نامه ای به بان کی مون، دبیرکل وقت سازمان ملل ضمن هشدار درباره وضعیت یمن و تاکید ایران درباره غیر نظامی بودن راه چاره این منازعه نوشت: تنها راه برقراری صلح و ثبات، ایجاد شرایطی است که همه احزاب یمنی، بدون مداخله خارجی بتوانند دولت وحدت ملی و فراگیر خود را تشکیل دهند.، وی در این نامه خواهان اجرای طرح چهار ماده ای فوق در چارچوب مفاد منشور ملل متحد و اصول اساسی حقوق انسان دوستانه بین المللی شد. در این طرح فرایند طبیعی گفت وگوی موثر برای انتها دادن به خشونت ها ترسیم شده است. قطعا نقش آفرینی کشورهای موثر برای انتها دادن به نزاع لازم است؛ اما نکته قابل تامل این است که برخی از دولت های موثر دخالت را با نقش آفرینی اشتباه گرفته اند.

در یادداشت پیش رو اگر طرح ایران را مبنای مذاکرات برای حل بحران یمن فرض بگیریم، نقش آفرینی کشورهای موثر در بحران در دو ماده اول یعنی یاری به آتش بس و ارسال فوری یاری های انسان دوستانه ضروری و حیاتی است، اما دخالت این کشورها در دو ماده انتهای نه تنها یاریی به حل تعارضات نخواهد کرد، بلکه به معنای دمیدن در آتش اختلافاتی است که در طول سالیان متمادی شکل گرفته است. هرچند این کشورها می توانند و بایست به صورت غیر مستقیم از نفوذ خود برای شکل گیری فرایند طبیعی گفت وگوها بین عناصر محلی استفاده نمایند. یک نکته اساسی در یاری به آتش بس و انتها دادن به خشونت ها این است که کنشگران عرصه سیاست خارجی، نبایست یمن را در سپهر سیاسی دنیا دست کم بگیرند. هر کشوری به انضمام داشته­ هایش در تاریخ شناخته می گردد. همانگونه که به اعتراف ابن خلدون، جامعه شناس بلند آوازه مسلمان، ایرانی ها به دلیل مدنیت تاریخی و استعداد قابلیت بیشتری برای دریافت اندیشه جدید اسلامی داشتند، با آنکه خاستگاه اندیشه جدید جای دیگری بود. یمن نیز در تمدن دیرپا و تاریخ پر افت و خیز خود، از چنین امتیازاتی برخوردار بوده است. جوامع نوپا در سیر تاریخی خود بافت ساده تری دارند، این درحالیست که جوامعی همچون یمن که ریشه های تاریخی دارند، از پیچیدگی های فرهنگی و قومی برخوردارند. شاید بخشی از نزاع کنونی در یمن ناشی از همین پیچیدگی تمدنی باشد.

در این پیچیدگی گفت وگو و مفاهمه فرهنگی بین ارکان مختلف جامعه کهن یمن، راهکاری سازنده برای شناخت نقاط مشترک وحدت بخش و تقویت آنها و به حاشیه راندن نقاط معارض و آشتی ناپذیر در کوتاه مدت است. بر همین اساس است که در طرح چهار ماده ای ایران، بر گفت وگوهای یمنی-یمنی متکی بر عناصر محلی، پیشینه فرهنگی و تاریخی یمن، پافشاری شده است. کشورهای مختلف در صورتی که بخواهند در فرایند طبیعی گفت وگو ابعاد مختلف و گروه های مختلف یمنی دخالت نمایند، نه تنها هیچ گونه دستاوردی در انتها منازعات یمن نخواهند داشت، بلکه صداقت آنها نیز در سنجه واقعی زیر سوال خواهد رفت. تحرکات بین المللی برای حل و فصل بحران یمن را می توان به فال نیک گرفت، اگر همه طرف ها در نیات خود صادق باشند و یمنی ها را یاری نمایند تا مذاکرات شکل گرفته و تداوم یابد.

[1]- نام کودک 10 ساله یمنی که به دلیل سوء تغذیه شدید ناشی از محاصره و ادامه جنگ در الحدیده واقع در غرب یمن، جان خود را از دست داد.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: بروزرسانی: 26 مهر 1398 شناسه مطلب: 70

به "مرگ در می زند؛ آیا مذاکرات استکهلم می تواند نقطه پایانی بر این محنت باشد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مرگ در می زند؛ آیا مذاکرات استکهلم می تواند نقطه پایانی بر این محنت باشد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید